تبليغاتX
??Why So Serious
??Why So Serious

شهرام شكوهي رو خاطرتون هست؟
كسي كه در دور قبل مسابقه ي Next Persian Star كانال TVPersia شركت كرد و با آهنگ فوق العاده زيباي "مدارا"ش كه رو يوتيوب به نام مجنون پخش شده بود ، دل خيلي از ايروني ها رو برد.
شهرام شكوهي با تلفيق سبك سنتي و فلامنكو موزيك زيبايي رو خلق كرد كه اين آهنگ مدارا ، اولين آهنگ اين شاهكاره.
چند وقت پيش متوجه پخش شدن كليپ مدارا از PMC شدم وبا كمي تعجب ، به دنبال اون تو اينترنت دست به گريبان گوگل شدم كه اين بار گوگل بامعرفتي كرد و منو برد درست دم در خونه ي يار:
موزیك ویدیو
Rapidshare Mediafire Wmv 700 kbps
Rapidshare Mediafire Divx 2000 kbps




نوشته شده در جمعه 11 دی1388ساعت 17:16 توسط اميرحسين| |
ديالوگ از فيلم Lion In Winter :

تو مي دوني كه من ميدونم. من ميدونم كه تو ميدونستي كه من ميدونم . ما ميدونيم كه هنري (henry) ميدونه. هنري ميدونه كه ما ميدونيم . ما خانواده ي دانايي هستيم مادر.

توماس مور در مردی برای تمام فصول

من برای حقانیت خودم ، اجازه می دم شیطان از قانون بهره مند بشه!


 
از فیلم اسپارتاکوس
یکی از مشکلات نجیب زاده بودن اینه که وقت و بی وقت مجبور می شی مث آدم رفتار کنی!


 
فیلم ارباب جنگ
" تو دنیا نزدیک 550 میلیون سلاح گرم وجود داره یعنی به ازای هر 12 نفر یک سلاح وجود داره حالا سوال اینه که ما 11 تای دیگه رو چه جوری مسلح کنیم؟


سنگسار ثريا م.

از مرگ نمي ترسم
ولي از مردن
با سنگ
دردش...


ديالوگي از اثر ماندگار استاد مرحوم علي حاتمي

مادر:
سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهرنکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم. راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف.آبروداری کنین بچه ها،نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می شه،نه از مرصع پلو. حرمت زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمدابراهیم،خیلی ریز نکن مادر،اون وقت می گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ


بوي خوش يك زن:

What the hell is that?
What is your motto here? "Boys, inform on your classmates, save your hide; anything short of that, we're gonna burn you at stake" ?
Well, gentleman.
When the shit hits the fan, Some guys run and some guys Stay.
Here's Charlie facin the fire, and there's George hidin' in big daddy's pocket.
And what are you doin' ?
You're gonna reward George and destroy Charlie.

يا

آل پاچينو:
زن ها ... تا حالا به زن ها فكر كردي؟ كي خلقشون كرده؟ خدا بايد يه نابغه بوده باشه


گاوخوني (بهروز افخمي)

راوي (بهرام رادان) : بابا ! راس مي‌گن كه مادر از دست تو دق كرد و مرد ؟
پدر (عزت الله انتظامي) : نه . من از دست مادرت دق كردم .
راوي : ولي وقتي كه تو مردي مادرم زنده نبود .
پدر : زنده نبود ، ولي من هر شب خوابشو مي‌ديدم .
رواي : منم هر شب خواب تو رو مي‌بينم .
پدر : پس بپا دق نكني .
 

مارمولک :

به تعداد ادم ها ی دنیا راه هست برای رسیدن به خدا...


رضا کیانیان به عزت ا... انتظامی ( پدرش در فیلم ) در فیلم " خانه ای روی آب " :


عزت ا... انتظامی: مادرت زن نجیبی بود .
رضا کیانیان: نجابت وقتی معنا پیدا میکنه که راه دومی هم وجود داشته باشه
.
نوشته شده در چهارشنبه 9 دی1388ساعت 14:59 توسط اميرحسين| |

تصنيف فوق العاده زيبا و پرمعني موج خون ، كاري از استاد شجريان و پريسا كه به اين روز بزرگ واقعا مي خوره:

شرم تان باد ای خداوندان قدرت

شرم تان باد ای خداوندان قدرت

بس کنید
بس کنید از اینهمه ظلم و قساوت
بس کنید
ای نگهبانان آزادی !!
نگهداران صلح !!
ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون !
سرب داغ است اینکه می بارید بر دلهای مردم
سرب داغ !
موج خون است این که می رانید بر آن، کشتی خودکامگی را
موج خون !
گر نه کورید و نه کر
گر مسلسل هایتان یک لحظه ساکت می شوند
بشنوید و بنگرید
بشنوید این وای مادرهای جان ‌آزرده است
کاندرین شبهای وحشت سوگواری می کنند
بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است
کز ستم های شما هر گوشه زاری می کنند
بنگرید این کشتزاران را که مزدوران تان
روز و شب با خون مردم آبیاری می کنند
بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر،
بیدادتان را بردباری میکنند
دست ها از دست تان ای سنگ چشمان،
بر خداست
گر چه می دانم
آنچه بیداری ندارد خواب مرگ بی گناهان است و وجدان شماست
با تمام اشک هایم باز نومیدانه خواهش می کنم
بس کنید
بس کنید
فکر مادرهای دلواپس کنید
رحم بر این غنچه های نازک نورس کنید

بس کنید

دانلود





نوشته شده در یکشنبه 6 دی1388ساعت 23:34 توسط اميرحسين| |



آمریکا


چین


روسیه



ژاپن




لبنان




کره جنوبی




ایران


نوشته شده در جمعه 4 دی1388ساعت 23:59 توسط اميرحسين| |
گرگان - فرودگاه - ساعت 12:30

به خودم هزار بار لعنت فرستادم كه چرا تنبلي كردم تا حالا و كتاب هاي سيدني شلدون رو نخوندم.

- معمولا رمان هري پاتر مي خوني؟

- آره خب ، الان شايد چهارمين يا پنجمين دوري هست كه هري پاترو خوندم.

- ديگه چي مي خوني؟

- خب ، همه چي ، هر چي دستم بياد.

- رمان هاي سيدني شلدون رو چي؟تا حالا خوندي؟

- نه ، ولي تعريفشو خيلي شنيدم.

- معلومه خب ، هنوز خيلي كوچيكي!

مثل پتك خورد تو سرم ،‌همينجوري نگاش كردم كه دختره ي از خود راضي گفت:ناراحت نشي ها ، چون خودم از پنجم دبستان رمان مي خونم دارم اينا رو بهت مي گم كه چيز خوب بخوني.

همينجوري تو چشماش نگاه كردم كه ديگه خودش از رو رفت ،‌ميخواستم چند تا رمان خفن بهش بگم كه كف كنه ، يا شايد يه كار ديگه!حيف كه مامانم اونجا بود...!

____

تهران - غروب

زل زده بودم تو چشماش ، اصلا نمي دونستم چي كار كنم ، يه لحظه ترسيدم ، يهو بهم گفن:چيه آقا؟چرا نگاه مي كني؟؟گفتم:هيچي!

چه قدر شبيه معلم فيزيكمون بود!

____

 چكمه هم خز شد ،‌تعداد دخترهايي كه تو تهران ديدم و چكمه نپوشيده بودن از انگشت هاي دو دست هم تجاوز نمي كنه!

____

"دوباره" "دوباره" داشت مي خوند كه يهو سنگيني يه دست رو روو شونم احساس كردم ،‌ Mp3 رو از گوشم در آوردم و برگشتم ،‌يكي همسن خودم ، در حالي كه داشت زور مي زد كه جلو من احساس صعف نكنه ، با بي تفاوتي گفت:فال مي خري؟!

اين صحنه رو ديدم ياد آهنگ "آماده باش" سورنا افتادم.

اين كاور آهنگه:

Sorena - Amade Bash | www.RapSun.com

_____

آره تو هم مثل مني تو هم باور رو كشتي

حالا چه رپ بخوني ، چه آيت الكرسي






نوشته شده در سه شنبه 1 دی1388ساعت 23:4 توسط اميرحسين| |
من "شاهنامه ي مصور گلاسه ي 50 هزار تومني" مي خوام!

من "هميشگي" مي خوام!

من "آوريل" مي خوام!

من "كنسرت Em" مي خوام!

من "يه دوست چتي جديد" مي خوام!

من"NBA 2012" مي خوام!

من"كوبي"مي خوام!

من"جان واريو"مي خوام!

من"لاست" و "فرينج" رو با هم مي خوام!

من"خواننده ي مشتاق" مي خوام!

من"آزادي"مي خوام!

من"خواهر" مي خوام ...!



نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 16:12 توسط اميرحسين| |


















نوشته شده در شنبه 21 آذر1388ساعت 22:48 توسط اميرحسين| |
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

To fall in love

عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach.
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation..
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفادهنمی کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری وبهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something goodabout you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !

To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یادشما می یاره

To be part of a team.
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هریبریزه پایین !

To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To see people that you like, feeling happy...
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید وببینید که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

To laugh .......laugh. ........and laugh ...... remembering stupid things done with stupid friends.

یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی

^:شخصا با مورد حموم و از خواب بيدار شدن بسيار حال مي كنم.
نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 14:49 توسط اميرحسين| |
آخرين فيلم هايي كه ديدم:

كتاب قانون

http://www.cinetmag.com/Photo/Article/Ketabe_Ghanoon_l_20809.jpg

خلاصه داستان : مهندس رحمان توانا، كارمند عاليرتبه ي دولتي، در مأموريتي خارج از كشور، به يك دختر زيباي مسيحي دل مي بندد.
بازيگران:پرويز پرستويي، دارين حمسه        


The Final Destination 2009 (مقصد نهايي 4)

final_1.jpg

خلاصه ي داستان:پیش‌بینی یک نوجوان از یک حادثه رانندگی مرگبار باعث نجات دوستانش می‌شود و در عوض مرگ برای دست یافتن به تمامی آن‌هایی که از مرگ‌شان فرار کرده بودند باز می‌گردد.

بازيگران:

Bobby Campo

Shantel VanSanten


The Hangover 2009

http://www.ekd.com/images/covers/TheHangover-tf.org-free-2009.jpg

خلاصه ي داستان: دو روز قبل عروسی داگ ، او و سه نفر از دوستانش که قرار است در مراسم عروسی همراه داماد باشند ، به یک مهمانی در وگاس می روند ،اما صبح روز پس از مهمانی هنگامیکه همگی با سرگیجه از خواب بر می خیزند ، هیچ کدامشان هیچ مطلبی از گذشته را به خاطر نمی آورند و همگی بدنبال رد پایی از گذشته و اینکه چه اتفاقی رخ داده است می گردند.در این میان اتفاقات جالبی همچون پیدا شدن یک نوزاد در خانه شان می افتد و....

بازيگران:

Bradley Cooper
Ed Helms
Zach Galifianakis

Justin Bartha


Wall E 2008




خلاصه ي داستان:فيلم 700 سال ديگر را به تصوير مي کشد ! شهر آسمان خراشها از زمين تا اوج

رشد کرده اند. نمايي نزديک تر نشان مي دهد که تمام آسمان خراشها از زباله
ساخته شده است و به طور آراسته اي در شکل هاي دايره اي و مربعي يکي روي
ديگري ساخته شده اند . در تمام زمين، تنها يه مخلوق تکان ميخورد . و آن
(Wall-E) است. آخرين نسل ربات هاي وظيفه شناسي که به وسيله نور خورشيد
تغذيه مي شوند. او (مذکر) – داستان شکي در جنسيت او باقي نمي گذارد –
آشغالها را جارو مي کند و در شکم خودش آنها را بسته بندي مي کد و از راهي
که باد در آن مي وزد آنها را به بالاي آخرين آسمان خراش مي برد که آن را
در کنار ديگر بسته ها قرار دهد . Wall-E تنهاست. اما آيا او خودش اين را
مي داند؟ او شب ها به خانه اش ميان انباري بزرگ مي آيد، جايي که او چند تا
گنج را که در حال سپوري کردن آشغالها پيدا کرده است، زينت داده و با
لامپهاي کريسمس آنها را تزئين کرده است. او در موقع استراحت خود به گردش
مي پردازد، بعد از گردش و بعد از اينکه تايرهايش خسته شدند به خواب عميقي
فرو مي رود. يک روز کار روزانه Wall-E پا به سن گذاشته به هم ميخورد. چيز
جديدي در دنيايش ظاهر مي شود که مرکبي است از چيزهاي قديمي ي که در پشت
مانده است. اين از نظر چشمان ما يک فضا پيماي صاف و صيقلي است. اما از نظر
Wall-E کي ميدونه؟ Wall-E توسط کشتي فضايي به فضا مي رود با تمام کشف هاي
گرانبهاي اخيرش به فضاپيماي آکسون باز مي گردد. او يک گياه سبز بي عيب و
نقص کوچک هم دارد که آن را در ميان سنگ ريزه ها پيدا کرده بود و به داخل

يک کفش منتقل کرده ...

گويندگان : Ben Burtt | Elissa Knight | Jeff Garlin | Fred Willard | MacInTalk | John Ratzenberger


سريال Flash Forward

abcofficial02.jpg

خلاصه داستان: براي مدت 2 دقيقه و 17 ثانيه تمام آدمهاي روي زمين بيهوش ميشوند! هواپيماهايي كه در آسمان هستند همگي بعد از اين مدت سقوط ميكنند،افرادي كه دارند در دريا شنا ميكنند ، به علت بيهوشي آني، كشته ميشوند، خسارات شديدي به ساختمان ها وارد ميشود! راننده هايي كه در حال راندن اوتومبيل هاي خود هستند، پس از بيهوشي با يكديگر تصادف ميكنند... تلفات سنگيني تنها بعد از 2 دقيقه و 17 ثانيه در سراسر كره زمين پديد مي آيد و اين تازه آغاز راه است.

 بازيگران:Joseph Fiennes و ...


فيلم كتاب قانون يك فيلم فوق العاده زيباي طنز بود در ميان سيل عظيم فيلم هاي طنز و پوچ و بي محتوا.

بعد از دايره ي طنگي ، فيلمي با اين كيفيت از سينماي طنز نديده بودم.


مقصد نهايي هم مثل 3 تاي قبليش جالب بود و دلهره آور ، ولي مثل 1و2 ش ترسناك نبود.واسه تفريخ خوب بود.


The Hangover رو ديشب ديدم ، فيلم جالبي بود و يكم عجيب غريب مي زد.در كل قشنگ بود و ارزش وقت گذاشتن رو داشت.

Wall E رو كه ديگه چي بگم ، بهترين انيميشن جهان رو تازه 2 روز پيش ديدم.واقعا زيباست.

اون سكانسي كه Walle مي خواد دست اوا رو بگيره و روش نميشه رو خيلي دوست دارم!


سريال سفر به آينده يا همون Flash Forward رو هم تازه 2 اپيزودش رو ديدم از 10 اپيزود توليد شده در شبكه ي ABC.فعلا يكي از پر مخاطب ترين سريال هاي جهانه و داستان جالبي داره.تنها نگرانيم اينه كه سايتي كه ازش اين سريال رو دانلودمي كنم وسطاي كار ديگه بيخيال گراشتنش بشه يا اينكه ديگه زيرنويس فارسي نزاره!



نوشته شده در جمعه 13 آذر1388ساعت 16:35 توسط اميرحسين| |
تا حالا براتون پيش اومده كه يه خوابي رو ببينيد ، روز بعد از اون خواب تمام اتفاقات تو اون خواب براتون اتفاق بيفته؟

نمي دونم اسمش رو چي ميزارن ، قبلا در اين مورد يا چيزي شبيه به اين تو يه جايي خونده بودم.

ديشب خواب ديدم كه بابام ساعت حدود 3.5،4 صبح بيدار شده داره فوتبال نگاه مي كنه!بعدش منم از يه تلويزيوني كه تو اتاقم بود تمام چيزايي رو كه اون نگاه مي كرد رو نگاه مي كردم.اينو بيخيال!!

صبح كه بيدار شدم ، از مامانم در اين مورد پرسيدم كه گفت نه و فقط ساعت 7.5 بيدار شد و VOA نگاه كرد.

همون لحظه كه مامانم اين رو گفت ، يه خواب ديگه م رو يادم اومد كه دقيقا همين اتفاقت توش افتاده بود ، يعني از مامانم پرسيدم كه فلان و ...

نمي دونم جريانش چيه ، از صبح تا حالا سردرد دارم و فكرم اصلا متمركز نيست.

دو تا فرضيه مي تونه وجود داشته باشه:

1.فيلم مقصد نهايي روم تاثير گذاشته.

2.بابام گفت كه مال قرصايي هست كه واسه سرماخوردگيت مي خوري^!

يه مطلب ديگه ، هر وقت مدرسه نمي رم دچار عذاب وجدان ميشم ، نمي دونم چرا!


^1:در ادامش گفت:يه دختري اومده بود پيشم كه بر اثر خوردن اين قرص هاي ديوانه شده بود و نمي دونست چي كار مي كنه!






نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 21:7 توسط اميرحسين| |